بديع الزمان فروزانفر
39
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
بشنود تا بدان حد كه گاه با در و ديوار و اطلال و دمن هم سخن مىشود و شما نظاير اين معنى را در داستانها و اشعار عاشقانه بسيار خوانده و ديدهايد و بنا بر آن چه شرح داديم واضح است كه عشق همواره اقتضاى جلوه و ظهور مىكند و پردههاى كتمان را از پيش دل بر مىدارد و رازها را بصحرا مىافكند و اين اقتضا نسبت بعاشق است نه نسبت بمعشوق چنان كه مولانا فرموده است : ميل معشوقان نهانيست و ستير * ميل عاشق با دو صد طبل و نفير مثنوى ، ليدن ، ج 3 ، ب 4603 پس مىتوان گفت كه عشق حكم آينه دارد كه در آن حالات و درجات استعداد هر عاشقى نمودار مىگردد چنان كه صور محسوسات در آينهى حسى و اگر بگوييم كه عاشق آينهى قدرت و تصرف و جلوهى جمال معشوق است هم راه بده مىبرد و درست است ولى بيت بعد معنى اول را تاييد مىكند . و اكثر شارحان مثنوى اين بيت را بر ظهور وحدت در كثرت و تجلى معشوق ازلى در اعيان موجودات حمل كردهاند و آن نيز مناسب است با مضمون حديث قدسى : « فاحببت ان اعرف . » احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 29 . آينه ت دانى چرا غماز نيست * ز انكه زنگار از رخش ممتاز نيست آينهات : ضميرهاى متصل بعد از كلمهاى كه به هاء مختفى مختوم است بدين صورت استعمال مىشود : « ام ، ات ، اش » و مولف نهج الادب اين همزه را « الف وقايه » ناميده است ولى گاه اين همزه را حذف مىكنند و ضمير را بما قبل خود مىپيوندند مانند :